استفاده از مدلهاي جانوري براي مطالعه بيماريهاي انسان
کلون کردن پستانداران از سلولهاي سوماتيک بالغ
براي غلبه بر اين غيرقابلبرگشت بودن، ويلموت و همکارانش سلولها را از بافت پستان برداشتند و سلولهاي بالغ را در فاز G1 چرخه سلولي متوقف کردند. توقف ژنها باعث شد بسياري از آنها خاموش شوند و بسياري از پروتئينها از DNA حذف شوند. وقتي هسته سلولهاي پستاني متوقف شده با سلول تخم فاقد هسته ترکيب شد، DNA بالغ پيامي مبني بر گذشتن از مرز بين فازهاي S/G1 دريافت ميکند و وارد فاز S چرخه سلولي ميشود و از آنجا DNA تکثير شدن را با استفاده از پروتئينهاي سيتوپلاسمي که توسط سلول تخم توليد شدهاند آغاز ميکند، نه با پروتئينهاي قديمي که پيش از اين به DNA بالغ متصل بودند. وقتي سلولها در فاز G1 متوقف شدهاند، فقدان اوليه بيان ژن، DNA را به روش ناشناختهاي دوباره برنامهريزي ميکند به طوري که ميتواند يک سير تکامل طبيعي را از جنين تا يک موجود بالغ طي کند.
در نخستين تجربه موفق شبيهسازي پستاندار از DNA بالغ، هستهاي که از سلولهاي پستانيک گوسفند ماده ۶ ساله گرفته شده بود، با اووسيت فاقد هستهي متوقف شده در ميوزII ترکيب شد. سلول بازسازي شده در رحم يک مادر اجارهاي قرار داده شد و تا پايان رشد کرد و بره زندهاي متولد شد که آن را دالي ناميدند.
کارايي اين فرايند شبيهسازي بسيار پايين بود زيرا از بين ۲۷۷ آزمايش تنها يک مورد به موفقيت انجاميد(يعني گوسفند دالي). عدم درک فرايندهاي بنيادي برنامهريزيهاي تکاملي-يا در اين مورد برنامهزدايي كردن-بدون ترديد موجب ادامه موفقيتهاي اندک در اين تکنيک خواهد شد. با اين حال، اميد به موفقيت احتمالات بي نظيري را در اين مورد ارائه داده است که مدلهاي جانوري يکساني ساخته خواهد شد که در زمينه ژنتيکيشان تغييري رخ نداده و از طريق آنها مطالعه بر روي بيماريهاي انسان انجام ميشود و روشي براي توليد مزارع دامي که قادر به توليد گوشت، شير و پشم ميباشند، ارائه ميگردد.
همانگونه که انتظار ميرفت، اين تجربه موفق تحت پوشش رسانهاي گستردهاي قرار گرفت و نگرانيهايي را در مورد احتمال شبيهسازي انسان از DNA بالغ به وجود آورده است. حتي سياستمداران بر آن شدهاند که قانوني وضع نمايند و شبيهسازي انسان را قدغن کنند. دانشمندان همچنان به عموم اعلام ميکنند که موفقيت اين آزمايش به اين معنا نيست که ميتوان انسان را نيز شبيهسازي نمود. جدا از ساختار ژنتيکي انسان به دليل تاثير فراوان عوامل ديگر که در به وجود آمدن انسان نقش دارند (مانند عوامل احساسي و فرهنگي) شبيهسازي انسان بسيار بعيد است. اکثر دانشمندان ميگويند هيچ دليل استقرايي براي اين موضوع که چرا اين تکنيک را در انسان نبايد کار کرد، وجود ندارد؛ ضمناً، آيا هيچ توجيهي براي شبيهسازي انسانها وجود دارد؟ در عصر حاضر، درصد کم موفقيت احتمالاً مانع استفاده از اين روش براي شبيهسازي انسان ميشود. بدون ترديد در آينده نيز با پيشرفت تکنولوژي مسائل اخلاقي شبيهسازي انسان در تمام اقشار بحث بر انگيز خواهد بود.
برگرقته از کتاب پزشکی هافی