ابعادعلمی، فنی، سیاسی، اقتصادی و دفاعی وهمچنین امنیتی در زیست فناوری
ب – ابعاد سیاسی زیست فناوری
مثلا در گذشته ده سال فاصله علمی ایران با دنیا، در زمینه زیست فناوری کم بود و از بین بردن تمام یا قسمتی از این فاصله ها امکان پذیر به نظر می رسید. اما شاید امروزه کم کردن فاصله، حتی با برخی از کشورهای در حال توسعه هم دشوار و ناممکن باشد. با این وصف نباید هرگز از تلاش ایستاد و ناامید شد، بلکه باید نقاط ضعف و فشار را شناسایی نمود و در جهت رفع آنها گام برداشت. از بعد سیاسی برخی از نقاط ضعف شناخته شده در عرصه داخلی و تهدیدات و فشارهای موجود در عرصه بین الملل مانع از دسترسی به اهداف تحقیقاتی در زمینه زیست فناوری خواهند شد و باید برای برطرف نمودن آنها تلاش پیگیری انجام داد، این موارد به شرح زیر میباشند:
(۱) – گسستگی میان رای و عمل، تصمیم گیری و اجرا، مسؤولیت و اختیار واختلاف دیدگاه میان مسؤولین و دستگاههای اجرایی.
(۲) – شناخت محدود سیاستگذاران کلان کشور از تواناییهای علمی ،اقتصادی، اجتماعی و دفاعی زیست فناوری نوین.
(۳) – وجود عوامل بازدارنده و محدودیتهای علمی، فرهنگی و اداری که مانع رشد استعدادها و خلاقیت های مغزی می شوند.
(۴) – کارایی ضعیف اداری و مدیریتی برای بهره برداری از فرصت های موجود در زمان حال و آینده.
(۵) – اعمال سیاست سلطه از سوی قدرتهای بزرگ صنعتی و علمی واستمرار آن به منظور حفظ برتری های علمی و تکنولوژیکی خود در سطح جهان.
پ – ابعاد اقتصادی زیست فناوری
جمعیت جهان به سرعت در حال افزایش است به گونه ای که تا حدود ۳۰ سال دیگر، یعنی تا سال ۲۰۳۰ میلادی جمعیت ۶ میلیاردی کره زمین به حدود ۸ میلیارد نفر خواهد رسید. به عبارت دیگر، در مدتی کوتاه ۲ میلیارد نفر به جمعیت فعلی کره زمین افزوده می شود. بیش از ۸۰۰ میلیون نفر از افراد بشر (معادل ۱۵٪ جمعیت جهان)، روزانه کمتر از ۲۰۰ کالری دریافت می کنند. کمبود پروتئین، ویتامین ها، مواد معدنی و دیگر مواد غذایی در غذای روزانه اکثریت مردم کشورهای جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه، شایع است و افزایش جمعیت به این وضعبث دامن میزند. کمبود مواد غذایی علت اصلی مرگ و میر نیمی از ۱۲ میلیون کودک زیره سال است که هر سال در کشورهای در حال توسعه از بین می روند. دانشمندان وصاحبنظران پیش بینی می کنند که جمعیت جهان در سال ۲۰۳۰ میلادی، به بیش از ۸ میلیارد نفر برسد و باید برای تغذیه این جمعیت، تولید غذا به میزان ۵۰٪ مقدار فعلی افزایش یابد. از سوی دیگر شواهد زیادی دال بر کاهش میزان فرآورده های کشاورزی وجود دارد. تا سال ۲۰۳۰ میلادی، نیاز غذایی مردم دنیا به سطحی معادل ۳ برابر بازده زمین های کشاورزی فعلی خواهد رسید. سرعت فرسایش و تخریب خاک و نیز آسیب پذیری آن در برابر سیل، آفات و خشکسالی پر اثر استفاده بیش از حد از زمین های کشاورزی، افزایش یافته است. خاک کشاورزی در زمین های نواحی گرمسیری در حال از دست دادن قشر قابل کشت، تهی شدن از مواد غذایی و فرسایش است. برای تداوم کشاورزی در این نواحی باید اقدامات ویژه ای صورت گیرد.
امروزه، به کارگیری علم زیست فناوری، تنها راه حل به دست آوردن فرآورده های بیشتر علی رغم بهره برداری از زمین های کشاورزی با وسعت کمتر است.
استفاده از ابزارهای زیست فناوری کشاورزی مانند. روشهای کشت سلول و اندامهای گیاهی، ریزازدیادی، استفاده از نشانگرهای ژنتیکی ، تولید گیاهان ترانس ژنیک و بسیاری از روشهای دیگر کمک بسیاری به برنامه های توسعه کیفی و کمی گیاهان زراعی نموده است. به کارگیری این علم، زمان و هزینه تولید انواع فرآورده های جدید زراعی را کوتاه نموده، مقاومت گیاهان را نسبت به سموم، حشرات، آفات و خشکسالی افزایش می دهد.
تنها مشکل جوامع بشری، تامین غذا با تولبد غذای بیشتر نیست بلکه معضلاتی چون انواع بیماریها، ناامنی غذایی، مشکلات بهداشت عمومی، از بین رفتن محیط زیست (آب و خاک) و کاهش ذخایر ژنتیکی محیط زندگی را برای انسان ناامن کرده باید برای مقابله با آنها دست به اقدامات جدیدی زد.
دانشمندان بهترین راه حل مقابله با بحران موجود را تلاش کشورها و جامعه جهانی برای توسعه همه جانبه و پایدار در جوامع مختلف میدانند. نظر بیشتر اقتصاددانان آن است که توسعه ملی هر کشور برای بیشتر شدن سطح رفاه و آسایش مردم و پرهیز از بحرانهای حاد اجتماعی با گذر از مسیر توسعه اقتصادی ممکن است.
زیرا توسعه اقتصادی، شرایط را برای توسعه آموزش و پرورش، گسترش آموزش عالی و تحقیقات، بهداشت عمومی، ایجاد مسکن مناسب و بالاخره ایجاد یک محیط امن در جامعه فراهم می کند. در صورت قلمداد کردن تمدن به معنای توسعه مادی جامعه، توسعه اقتصادی با الزامات یاد شده را می توان همان تمدن نامید. تجربه تاریخی نشان داده است که توسعه اقتصادی تنها با توسعه صنعتی و پایه حاصل می شود و فناوری اساس توسعه صنعتی است. یعنی برخلاف گذشته که نیروی انسانی، زمین و توانایی تولید بیشتر، معیارهایی برای توسعه بودند، امروزه توانایی ایجاد فناوری مبنای توسعه کشورهاست. پیدایش پیاپی فناوری های زیستی با حق امتیاز بالا (با میانگین ۱۵٪) نسبت به فناوری های دیگر (با میانگین ۳%) آنها را در زمره یکی از مهمترین فناوری های موثر در رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی کشورهای پیشرفته قرار داده است. در دو دهه اخیر معرفی فرآورده های ارزانتر ودارای کیفیت بهتر، در صنایع دارویی باعث شد که زیست فناوری در رقابت با دیگر فناوری ها گوی سبقت را برباید و در بازارهای بورس، سهام این شرکت های خصوصی بالاترین رشد را داشته باشد. برای مثال فروش شرکت های دارویی در سال ۱۹۹۷ میلادی حدود ۱۰۰ میلیارد پوند بوده که ۱۵ تا ۲۰ درصد سود آن برای تحقیق درباره ساخت داروهای جدید هزینه شده است و از این بابت سود هنگفتی عاید این شرکت ها شده است. به عنوان مثال شرکت آمگن (AMGEN) بزرگترین شرکت زیست فناوری در سال ۱۹۹۵ میلادی سودی بالغ بر ۱/۲میلیارد پوند داشته است.