ث – سیاستهای ایجاد زیست‌فناوری از بعد فرهنگی

biotechnology
علم امروز پایه‌ای برای فناوری فردا است.

سیاست های ملی ایجاد علم و فناوری در زمینه زیست فناوری

ث – سیاستهای ایجاد زیست‌فناوری از بعد فرهنگی

(۱) توسعه و ایجاد زیست‌فناوری باید توام با رشد علمی – تخصصی و ارتقای مهارت‌های نیروی انسانی و تکیه بر آن در جهت دستیابی به علم و دانش فنی زیست فناوری و بومی‌کردن این فناوری باشد.

علم امروز پایه ای برای فناوری فردا است و این علم در صورتی به طور مؤثر به کار گرفته می شود که همه‌جانبه باشد.

دیدگاه دانشمند فقید پروفسورعبدالسلام در این مورد به شرح زیر است :

“انتقال علم از جوامع عالمان تاثیر میگیرد و بر آنها تاثیرمی‌گذارد. باید این قبیل جوامع از لحاظ ذخایر انسانی و زیر ساخت، به یک «چرم بحرانی» برسند. چنین پیشرفتی نیازمند سیاستهای علمی خردمندانه مبتنی بر چهارعامل دلسپردگی طولانی مدت، حمایت سخاوتمندانه، خودگردانی جامعه علمی و ارتباطات آزاد بین المللی است.”

در واقع نقش علم در سازمان اجتماعی هر کشور و نحوه عملکرد آن، تعیین کننده جایگاه آن کشور در جهان، سطح رفاه آن، مراقبت‌های بهداشتی، فرهنگ و آموزش، دفاع از حقوق بشر و نظام اجتماعی دموکراتیک آن کشور است. علم به تنهایی راه حل هایی عقلایی برای همه این مسائل ارائه میدهد و کشورهای پیشرفته صنعتی نیز به همین دلیل، در معادلات جهانی حرف اول را می‌زنند، زیرا این کشورها از قدرت علمی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و تکنولوژیکی برخوردار هستند و این تواناییها را په برکت حجم عظیم دانشی به دست آورده اند که در طول چند قرن به‌ویژه از نیمه دوم قرن بیستم میلادی اندوخته اند.

زیست‌فناوری، در طبقه‌بندی فناوری‌های بر اساس اهمیت آنها در توسعه اقتصادی، صنعتی و با تقویت توانایی فنی کشورها جزء فناوری‌های عام قرار می‌گیرد. فناوری‌های عام، فناوری‌هایی هستند که توسعه آنها برای رونق همه بخشهای صنعتی ضرورت دارد و به هیچ بخش صنعتی تعلق ندارند. زیرا زیست‌فناوری، پدیدهای علمی است که می‌تواند به صورت بالقوه در طیف وسیعی از فرآیندها با محصولات مختلف به کار گرفته شود. به همین دلیل ایجاد، توسعه و بومی کردن علوم پایه در رشته‌های مختلف زیست‌فناوری در کشور ایران، از یک سو موجب گسترش و رشد این فناوری در کشور می‌شود و از سوی دیگر با ایجاد تحرک در سایر رشته‌های علمی و دیگر فناوری‌ها به رشد علمی و ارتقای مهارتهای نیروی انسانی در جامعه می‌انجامد.

در شرایط کنونی جامعه ما، تنها در صورتی می‌توان فناوری را ایجاد کرد و یا آن راتوسعه داد که همزمان با آن علم نیز به‌دست آید و شکوفاتر شود. بنابر‌این باید برای ایجاد زیست‌فناوری به دنبال کسب علم و دانش فنی بود. در این راستا باید برای پشتیبانی از هدف‌های تعیین شده و دستیابی به دانش‌های لازم، مجموعه‌ای از تحقیقات در علوم‌پایه مرتبط انجام شود.

(۲) توسعه و ایجاد زیست‌فناوری باید به عنوان یک تجربه مهم ملی در جهت ایجاد فرهنگ علمی، همکاری بین بخشی و بین دستگاهی و ارتقای مدیریت علمی کشور در نظر گرفته شود.

فرهنگ علمی در یک جامعه به تنهایی توسط یک سازمان یا نهاد خاص به وجود نمی آید. تلاش در جهت ایجاد و گسترش فرهنگ علمی در جامعه جزو وظایف اصلی سازمانهای آموزشی و پژوهشی است. زیرا طبق نظر متخصصین و صاحبنظران علم اقتصاد، رمز موفقیت هر کشور در زمینه توسعه، تا حد زیادی به تربیت نیروی انسانی بستگی دارد و از آن تحت عنوان ” آموزش توسعه ای با آموزش برای توسعه یاد می‌شود. به عبارت دیگر برای دستیابی به توسعه و پنا کردن بنیادهای نو، انسانهای نولازم است. در این زمینه الکس اینگلس (Alex Inkelets) معتقد است که برای تربیت و به وجود آمدن انسانهای نو باید دو جنبه زیر مد نظر قرار گیرند.

الف – جنبه خارجی، که به محیط زندگی انسانها مربوط می شود و عبارتست از عواملی نظیر سیستم آموزش و پرورش، ارتباطات اجتماعی، فرآیند شهری شدن و ….

ب – جنبه داخلی که به عواملی مانند نگرشها، ارزشها، احساسات و ویژگیهای انسانی از قبیل خلاقیت، آزاداندیشی، آینده نگری، تمایل به برنامه ریزی و سازماندهی، اعتقاد به علم و فناوری، اعتقاد به عدالت، احترام به افراد و حنيت انسانها و غیره مربوط می شود.

در جوامع غربی، ظهور و اشاعه نظریه‌های مختلف فلسفی، ادبی،علمی، حقوقی و وقوع همچنین پدیده انقلاب‌صنعتی کمک شایانی به رشد تفکرات علمی در جهت به خدمت گماردن نیروهای ناشناخته و نهفته در طبیعت نموده و آن جوامع را ترقی داده است. اکثر انسانهای جوامع غربی به تدریج و به‌طور مستمر یعنی در طول چندین قرن آموختند که باید برای تغییر شرایط زندگی و محیط خود تفکرات و نگرش‌های علمی را به مجموعه آرا، عقاید و باورهای خود افزود. معنای این امر آن است که هر علت یا گروهی از علت‌ها قابل کشف است و کشف آنها باید به روش علمی صورت گیرد.

در واقع وقوع هر حادثه و پدیده‌ای علت یا عللی دارد (رابطه علت و معلولی) و یافتن علتها تنها به راه و روشهای علمی امکان پذیر است و باید از دخالت آرای غیرعلمی و تعصب آمیز جلوگیری نمود. بنابر این رمز همکاری بین انسانها، موفقیت در کارها و فعالیتهای گروهی، همکاری بین بخشها و سازمانهای مختلف یک جامعه، گذر از مدیریت سنتی و رسیدن به مدیریت علمی نیز به نگرش و باورهای علمی افراد بستگی دارد. به عبارت دیگر افراد عالم و صاحب‌دانش بهتر از سایر نشرها با یکدیگر به تفاهم می‌رسند و کارها را به پیش می‌برند. به نظر می‌رسد که با توجه به توضیحات مختصر ارائه شده، تحقق این اهداف تنها با حاکمیت علم در جامعه و گسترش آگاهیهای عمومی مقدور باشد که به زمان و استمرار کارهای علمی و آموزشی نیاز دارد. اما در این مورد خاص راهکارهای مشخص کوتاه مدتی به شرح ذیل موجودند:

۱ ۔ سیاست‌گذاری و هدایت فعالیت‌های زیست‌فناوری به شکل متمرکز.

۲- آزادی‌عمل و استقلال سازمانها و موسسه‌های تحقیقاتی به شکل غیر متمرکز.

۳ – انتخاب مدیران آگاه، شجاع و علاقمند و حمایت از آنها.

۴- تشکیل جلسات مستمر هماهنگی و کنترل پیشرفت فعالیت‌های تحقیقاتی سازمانهای مختلف.

۵ – انتشار نشریات ادواری و کتب علمی در زمینه‌های مختلف زیست‌فناوری.

۶ – توسعه و گسترش ارتباطات علمی با کشورهای پیشرفته جهان.

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در متفرقه

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *