خم کردن پروتئین، راهی به سوی داروهای جدید
بزرگترین چالش پیش روی بیوتکنولوژیستها برای ساخت داروهای پروتئینی و امیدهای تازه آنها به موفقیت آن، خم کردن پروتئینها است
محققان در تلاش هستند تا بتوانند به سرعت باکتریهای میزبانی را ابداع کنند که قادرباشند داروهای پروتئینی تولید کنند؛ همچنین میخواهند به روشهایی دستیابند که بتوان به وسیلهی آن به سرعت سلولهایی که خمش پروتئینها (فولدینگ) را به درستی انجام دادهاند، از سایر سلولها جدا کنند. اما وقتی مقالههای مختلف در مورد خمش پروتئینها را مطالعه میکنیم تقریباً در همهی آنها حداقل یک بار کلمهی «ناامیدی» را میبینیم، چرا؟ چرا دانشمندان در طی مطالعات و تحقیقات اینچنین، بارها ناامید شدهاند؟ چرا وقتی با امید بسیار زیادی در جهت ساخت یک داروی جدید پروتئینی گام برمیدارند؛ در انتها سرخورده میشوند؟ این طبیعی است که یک بیوتکنولوژیست یا زیستفناور پس از آنکه موفق میشود ژنی را انتخاب کند، تغییر دهد، کلون کند، از آن بیان بگیرد، به یک مولکول پروتئینی دستیابد، با زحمت آن را تخلیص کند؛ انتظار داشته باشد که پروتئینی را که ساختهاست برایش کاری انجام دهد. اما در عمل پس عبور از هفتخوان کلون و بیان، و رسیدن به پروتئین مورد نظر میبیند مولکولی که آن همه برای بدست آوردنش زحمت کشیده است، درست عمل نمیکند. چه کسی است که در این حالت «ناامید» نشود؟
اما چرا پروتئین کار نمیکند؟ کوتاهترین پاسخ به این پرسش اشاره به پدیهای است به نام «مارژینال استابیلیتی»؛ مارژینال استابیلیتی در واقع اصطلاحی ترمودنیامیکی است که برای درک بهتر آن به شکل ۱ نگاهی بیاندازید. میتوان به زبانی خیلی خودمانی، وضعیت پروتئینی که عملکرد دارد را به وضعیت این گلولهی قرمز تشبیه کرد. گلولهی قرمز در وضعیت بسیار خاصی قرار دارد، وضعیتی که بسیار گذراست و ناپایدار است. تصور کنید که پروتئین آن گلولهی قرمز است که فقط در این وضعیت گذار، به خوبی کار خواهد کرد. بنابراین به راحتی هر عامل شناخته شده یا ناشناختهای که آن را از این وضع خارج کند باعث میشود که عملکردش مختل شود.
خمش یا فولدینگ پروتئینها چیست؟
منظور از «وضعیت خاص»، خمش پروتئین است. فرض کنید یک رشتهی بلند از پروتئین داریم و در نهایت قرار است به شکل یک مولکول نسبتا کروی در بیاید که زبانهها و حفرههایی دارد که هر کدام از این زبانهها و حفرهها مثل پستی و بلندیهای روی یک کلید، نقشی در فعالیت آن دارد، چنین رشتهای میتواند هزاران طرح مختلف به خود بگیرد که به هر کدام از آنها یک «فولد» یا «خمش» میگوییم. فقط و فقط یک خمش (گاهی چند خمش نزدیک به هم) میتوانند عملکرد مورد نظر را تأمین کنند. کمیترسناک است با صرف وقت و هزینهی بسیار زیاد، سراغ تولید پروتئینی برویم که تا این حد سرناسازگاری دارد، اما میدانیم که انسان و بخصوص انسانِ دانشمند به این سادگی تسلیم ناامیدی نمیشود؛ او حتی به جنگ ناممکنها میرود، و همچنین دانشمندان در غلبه بر مشکلات یکدیگر را تنها نمیگذارند.
دانشمندان به این جواب رسیدند که بهتر است شرایط خمش پروتئین را بهینهسازی کنند و در نهایت تصمیم گرفتند که این بهینهسازی را در داخل خود سلول انجام دهند و از سلول کمک بگیرند تا خمش صحیح را انجام دهد. وقتی یک سلول را وادار میکنیم تا پروتئین مورد نظر ما را بسازد با دو مشکل اصلی روبهرو هستیم، یکی آن که پروتئین، مستعد پروتئولیز (تجزیه پروتئین با آنزیم) است. و دیگر این که ممکن است پروتئینها تمایل داشته باشند، تجمع یابند و به هم بچسبند. بهینهسازی به این هدف به معنی بهینهسازی شرایط رشد سلول و خمش پروتئین است که شامل میزان دما، زمان القای بیان ژن، قدرت پروموتر ژن، غلظت القاءکننده و چند مورد دیگر است. اما برای این که این بهینهسازی صورت بگیرد باید چه کرد؟
تقلب از روی دست طبیعت
آن چیزی که از یک خمش صحیح پروتئین میبینیم در طی فرآیند تکامل اتفاق افتاده است. طبیعت حدود سه و نیم میلیارد سال فرصت داشته است که خمش صحیح را انتخاب کند. در طی تکامل همیشه فشارهایی برای انتخاب از سوی طبیعت اعمال شده است. این زمان در قیاس با آنچه برای تمدن انسان – چیزی حدود ده هزارسال – میشناسیم تقریباً غیرقابل تصور است.
در حال حاضر میدانیم که تنها راه یافتن خمش درست این است که مثل طبیعت عمل کنیم و ابزار تکامل را به کار گیریم. البته ما سه و نیم میلیارد سال زمان نداریم! باید خیلی خیلی سریعتر عمل کنیم. فرگشت یا تکامل، به صورتی که در طبیعت اتفاق افتاده است را «تکامل طبیعی[۱]» مینامیم و روشی را که دانشمندان از آن استفاده میکنند «تکامل جهتدار[۲]» نامیده میشود.
دانشمندان از تکامل جهتدار برای انتخاب و یا خلق سلولهای جدید استفاده میکنند؛ سلولهایی که بتوانند بهترین پروتئین عملکردی را در اختیار ما قرار دهند. میدانیم که پایه تکامل بر انتخاب قرار گرفته است و این انتخاب بر اساس شرایط موجود (فشار انتخاب طبیعی) انجام میشود، پیشنیاز انتخاب، وجود تنوع است و ایجاد تنوع توسط جهش[۳] اتفاق میافتد. ساخت همین شرایط در آزمایشگاه (یعنی ایجاد موتاسیون، رسیدن به تنوع بسیار زیاد، ایجاد فشار خاص برای انتخاب) باعث میشود که بتوان به سلولهای جدیدی دست پیدا کرد که برای خمش پروتئین بهینه باشند.
شتاب دادن به تکامل
انتخاب جهتدار با رویکرد کشف روشهای جدید غربالگری برای بدست آوردن واریتههای جدید پروتئین؛ گونههای جدید میزبان و چاپرونهای تکاملیافته استفاده میشود. آنچه مسلم است سرعت عمل در ایجاد موتاسیون و انتخاب باید آنقدر افزایش یابد تا بتواند ناتوانی به زمانی برابر تکامل را جبران کند. برای این منظور امروزه از ماشینی استفاده میشود که با روشی به نام [۱]MAGE یا «مهندسی چندگانه و اتومات ژنوم» شتاب فرگشت را چندین برابر میکند. این تکنیک به وسیله جرج چرچ در انستیتو wyss ابداع شده است. او توانست به این روش مسیر بیوسنتز DXP را در باکتری اشرشیاکلای طوری تغییر دهد تا در عرض سه روز تولید لیکوپن را ۵ برابر کند.
[۱] Multiplex Automated Genome Engineering
یکی از نیازهای اصلی بشر برای بدست آوردن پروتئین، روشهای غربالگری نوینی است که بتواند همزمان با خمش پروتئین در سلول، خمش درست آن را تشخیص دهد، از طرفی ممانعت بسیاری از باکتریهای میزبان از تشکیل پل دیسولفید در ساختار پروتئین یکی از مشکلات مهم پیش روی محققان بوده است. امروزه در جهت ایجاد روشهای غربالگری جالب و بدست آوردن سویههایی که از تشکیل پل دیسولفید در پروتئین ممانعت نمیکنند، پیشرفتهای خوبی حاصل شده است. این پیشرفتها در سایهی تکامل جهتدار به دست آمده است. برای مثال در روش غربالگری GFP دوتکه در صورت خمش صحیح، درخشش فلورسنت حاصل میشود و یا گونهای از باکتری ایکلای به نام «شافل[۱]» برای بیان پروتئینهایی ساخته شده است که برای خمش به چندین پل دیسولفور نیاز دارند.
به دست آوردن روشهای غربالگری در سلولزنده و همچنین سویهی شافل پیشرفت بزرگی در ساخت داروهای پروتئینی از جمله انواع هورمونها، آنتیبادیها و واکسنهاست. امروزه تعداد داروهای پروتئینی که موفق عمل میکنند بسیار محدود است. پیشرفت در ایجاد خمش صحیح در پروتئینها این امید را برای بشر ایجاد میکند تا بتواند بسیاری از بیماریهای سخت و صعبالعلاج را درمان کند.
[۱] shuffle